دل نامه هاي بي تمبر
مجموعه اشعار و دلنوشته های شاعر بی دیوان
دچار گردگیری ذهنت شده ای گوشه ذهنت را خاک گرفته است فکر می کنی ذهنت را به خاک کشیده ام ؟؟؟ نه!سالهاست خاک شده ام حالا باد می وزد زو می کشد دارد مرا با خود می برد از این سکون بی انتها و چقدر تلخ است که تو خوشحال می شوی از تمیزی ذهنت
آدم برفی قصه ی ساده ایست برف که باشد او هم هست برف که نباشد خب او هم نیست من هم شبیه شده ام به او تو که باشی من هم هستم تو که نباشی من هم ... !!! گاه در خاطره ای پنهانی گاه در آینه ای رو در رو چهره ات هم به گمانم نزدیک ! می شناسم آیا ؟ صورتم را به تو می چسبانم صورتت سرد و عبوس لاجرم " دور باید شد از این قاب تهی " فرق من با تو کجاست ؟ در پس آینه چیست ؟ آن طرف دل به چه بستی تنها؟ این طرف من به چه ها دل بستم ؟؟؟ تو منی یا من تو ؟!!! این عجب فاصله ایست ابدیت تا من ! " ح.بنی اسدی" ساده می گویم می خواهم و دنیای بدون تو (ح.بنی اسدی. "عاشق") کاش " یکی بود " "یکی نبود " مان مثل قصه های مادر بزرگم با : " بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود قصه ی ما دروغ بود " تمام شود . (ح.بنی اسدی "عاشق") غزل غزل ترانه می شود از تو نوشت وقتی ترنم واژه ها در نگاه مهربانت پیداست وقتی وزن شعرم از سنگینی و وقار تو ارزش می یابد وقتی مراعات نظیر مژگان و چشمانت بی نظیر میکند نوشته ام را وقتی شباهت سیاهی خالت نقطه ی عطف می شود به ابیاتم و چهره ی دلگونت تو اندرون کدام مصرع ؟ کدام بیت؟ و کدامین دفتر پنهان شده ای؟ که مجبورم تمام بیت ها و مصرع های بی تو را مدفون کنم در مچاله های کاغذ سطل بیا که با تو تابلویی بسازم برای دل های عاشق پر از واژه های دوست داشتن (ح.بنی اسدی . "عاشق") ساعت امروز فهمیدم همین امروز دیدم که می چرخد دستانش به دور نقطه ای و اعدادی را نشان می دهد که برای من گنگ بود مگر می شود؟؟؟ به حساب ساعت روی دیوار تنها یک ساعت است که رفتی ولی ... پس چرا موهایم سپید شده است؟؟؟ پس چرا یک عمر برای من گذشته؟؟؟ عجیب نیست؟؟؟!!!!! به نظرم ساعت دروغ می گوید ! " حامد - پاییز ۹۰ " ولایت مبارک غدیر مبارک علی(ع) مبارکت باشه شیعیان این عید مبارک ... الهی! دلش را شاد بدار و امیالش را حقیقت ببخشای بار الها ! زندگی اش را به کام بگردان و جانش را از گزند بلا دور بدار خداوندگارا! عمرش را فزون گردان و سلامتش را پایدار خداوندا ! تو خدایی و او بنده و بنده ات تا خدایی چون تو دارد لایق بهترین هاست پس بهترین ها را نصیبش گردان و هرآنچه نصیب بهترین هایت می کنی . آمین یا اله العالمین دوباره می نویسم مثل هر روز و هر شب دل درد هایم را اشعار کهنه ام را و دیگر ... آنقدر کبوتر سپید نامه رسان خریده ام که نامم را «کفتر باز » گذارده اند و با هر دلنوشته ام کبوتری را راهی می کنم به سمت تو! فارغ از آنکه تو گربه نگه می داری ؟؟؟!!! پاییز ۹۰![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

ولیکن در کمال سادگی
پیچیده ام در خود
تو را من دوست می دارم
تو را چون حس خوب یک نفس
در صبحگاه روشن یک ده
تو را هم ساده
هم پیچیده
برای من
پشیزی هم نمی ارزد
دوباره ساده می گویم
تو را من دوست می دارم
تو باور کن
گلم !
تو سخت باور کن کلام ساده ی من را ... !!!![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

کلام غریبی ست برای من![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


